Now reading: Homeland
Persiahaus

The Divan of Hafez

دیوان حافظ

All 495 ghazals, numbered as in the Qazvini–Ghani edition and on Ganjoor.

Ghazals 1–100

  1. 1Love Seemed Easy at Firstالا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
  2. 2Where is right conduct, and where am I?صلاح کار کجا و من خراب کجا؟
  3. 3If that Shirazi Turkاگر آن ترک شیرازی به‌‌ دست‌ آرد دل ما را
  4. 4Breeze, tell that graceful gazelleصبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
  5. 5My heart slips from my handدل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را
  6. 6Who will carry this prayerبه ملازمان سلطان، که رساند این دعا را؟
  7. 7Come, Sufi, the cup is a clear mirrorصوفی بیا که آینه، صافی‌ست جام را
  8. 8Saqi, rise and pass the cupساقیا برخیز و درده جام را
  9. 9The garden is young againرونق عهد شباب است دگر بستان را
  10. 10Last night our Pir came to the tavernدوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
  11. 11Saqi, light up our cupساقی به نور باده برافروز جام ما
  12. 12O you who light the moon of beautyای فروغ ماه حسن‌، از روی رخشان شما
  13. 13Morning is breakingمی‌دمد صبح و کله بست سحاب
  14. 14Have mercy on this strangerگفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
  15. 15O holy beauty, who lifts your veil?ای شاهد قدسی، که کشد بند نقابت؟
  16. 16The curve of your eyebrowخمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
  17. 17My breast burnedسینه از آتش دل، در غم جانانه بسوخت
  18. 18Saqi, a blessed Eid to youساقیا آمدن عید مبارک بادت
  19. 19Dawn breeze, where is the beloved?ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟
  20. 20The fast is over and the Eid has comeروزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
  21. 21My heart and faith are goneدل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
  22. 22When you hear the people of heartچو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست
  23. 23Your image goes with us on every roadخیال روی تو در هر طریق همره ماست
  24. 24Do not ask obedience of meمطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
  25. 25The red rose has bloomedشکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
  26. 26Curls dishevelled, flushed and laughingزلف‌آشفته و خوی‌کرده و خندان‌لب و مست
  27. 27My beloved came, cup in handدر دیر مغان آمد، یارم قدحی در دست
  28. 28By the master's lifeبه جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
  29. 29With your image, what need of wine?ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟
  30. 30Your curl bound a thousand heartsزلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
  31. 31Tonight is the Night of Powerآن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
  32. 32When God shaped your eyebrowخدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
  33. 33What need is there?خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
  34. 34My eye is your nestرواق منظر چشم من آشیانه توست
  35. 35Go about your business, preacherبرو به کار خود ای واعظ این چه فریادست؟
  36. 36Since your curl fell to the breezeتا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
  37. 37Come, the palace of hope is frailبیا که قصر امل سخت سست‌بنیادست
  38. 38Without the sun of your faceبی مهر رخت روز مرا نور نماندست
  39. 39What need has my garden of cypress?باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است؟
  40. 40The tavern door is openالمنة لله که در میکده، باز است
  41. 41Though wine gives joyاگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است
  42. 42To tell you of my heartحال دل با تو گفتنم، هوس است
  43. 43The garden gives delightصحن بستان ذوق‌بخش و صحبت یاران خوش است
  44. 44Now the rose holds a cupکنون که بر کف گل، جام باده صاف است
  45. 45A companion free of flawدر این زمانه، رفیقی که خالی از خلل است
  46. 46Rose in my arms, wine in my handگل در بر و می در کف و معشوق به کام است
  47. 47Whoever knew the road to the tavernبه کوی میکده هر سالکی که ره دانست
  48. 48By the light of wineصوفی از پرتو می راز نهانی دانست
  49. 49The retreat of the dervishesروضه خلد برین خلوت درویشان است
  50. 50Caught in the snare of your curlبه دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
  51. 51My beloved's lipلعل سیراب به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است
  52. 52For a long time love has been my faithروزگاری‌ست که سودای بتان، دین من است
  53. 53A corner of the tavern is my lodgeمنم که گوشه میخانه، خانقاه من است
  54. 54My eye sits in blood from weepingز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
  55. 55The curve of your curlخم زلف تو دام کفر و دین است
  56. 56The heart is love's pavilionدل سراپرده محبت اوست
  57. 57That dark-skinned beautyآن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست
  58. 58A good omenسر ارادت ما و آستان حضرت دوست
  59. 59I hope for kindness from the Friendدارم امید عاطفتی از جناب دوست
  60. 60The courier from the Friend's countryآن پیک نامور که رسید از دیار دوست
  61. 61Breeze, if you pass the Friend's countryصبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  62. 62Welcome, messenger of the yearningمرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
  63. 63No one has seen your faceروی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
  64. 64My mouth is full of wordsاگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست
  65. 65What is sweeter than this?خوش‌تر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
  66. 66Lament, nightingaleبنال بلبل اگر با منت سر یاری‌ست
  67. 67Whose is this candle?یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه کیست؟
  68. 68My moon left this weekماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست
  69. 69No one is free of that curlکس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
  70. 70Our eyes look only on your faceمردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
  71. 71The zahid who worships appearancesزاهد ظاهرپرست از حال ما، آگاه نیست
  72. 72The road of love has no edgeراهی‌ست راه عشق که هیچش کناره نیست
  73. 73Every glance is lit by your faceروشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
  74. 74It does not come to so muchحاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  75. 75Not for nothingخواب آن نرگس فتان تو، بی‌چیزی نیست
  76. 76No refuge but your thresholdجز آستان توام در جهان، پناهی نیست
  77. 77A nightingale held a rose petalبلبلی، برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
  78. 78Did you see?دیدی که یار، جز سر جور و ستم نداشت
  79. 79Now the breeze of paradise blowsکنون که می‌دمد از بوستان، نسیم بهشت
  80. 80Do not fault the rendsعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت!
  81. 81At dawn the bird spoke to the roseصبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
  82. 82That fairy-faced Turkآن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
  83. 83If it happened, let it goگر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
  84. 84The month of fasting has goneساقی بیار باده که ماه صیام رفت
  85. 85And she was goneشربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
  86. 86The beloved has lifted the veilساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
  87. 87Your beauty took the worldحسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
  88. 88The elder of Canaan saidشنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
  89. 89O Lord, bring my beloved backیا رب سببی ساز که یارم به سلامت
  90. 90Hoopoe of the morning breezeای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
  91. 91I commit you to Godای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
  92. 92My prince, you walk so gracefullyمیر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
  93. 93A drop from your penچه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
  94. 94A thanks, with a complaintزان یار دل‌نوازم، شکری است با شکایت
  95. 95The scent of your curling tressesمدامم مست می‌دارد، نسیم جعد گیسویت
  96. 96Our pain has no cureدرد ما را نیست درمان الغیاث
  97. 97A crown on the heads of the fairتویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
  98. 98If in your creedاگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
  99. 99Farrokhدل من در هوای روی فرخ
  100. 100The old wine-seller saidدی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد

Ghazals 101–200

  1. 101Come what mayشراب و عیش نهان چیست؟ کار بی‌بنیاد
  2. 102Last night the wind brought newsدوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
  3. 103Remember the day of unionروز وصل دوستداران یاد باد
  4. 104May your beauty be the sunجمالت آفتاب هر نظر باد
  5. 105If the Sufi drinks in measureصوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
  6. 106May you never need a physicianتنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
  7. 107May your beauty ever increaseحسن تو همیشه در فزون باد
  8. 108O king, may the heavens be your polo ballخسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
  9. 109It is long since the beloved sent wordدیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
  10. 110In old age, a young loveپیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
  11. 111Your face in the mirror of the cupعکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  12. 112He who gave your face its colourآن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
  13. 113The violet told the roseبنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
  14. 114The huma of fortuneهمای اوج سعادت به دام ما افتد
  15. 115Plant the tree of friendshipدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
  16. 116Whoever keeps the Friend in viewکسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
  17. 117Our heart needs no meadowدل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
  18. 118Whoever holds the cupآن کس که به دست جام دارد
  19. 119A heart that holds the cup of Jamshidدلی که غیب‌نمای است و جام جم دارد
  20. 120I have an idolبتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد
  21. 121A settled mind and a gracious friendهر آن کاو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
  22. 122Whoever keeps faith with God's peopleهر آن‌که جانب اهل خدا نگه دارد
  23. 123The minstrel of loveمطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
  24. 124Life is in a hurryآن که از سنبل او، غالیه تابی دارد
  25. 125That certain somethingشاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
  26. 126Without the beloved's beautyجان، بی‌جمال جانان میل جهان ندارد
  27. 127Brighter than the moonروشنی طلعت تو ماه ندارد
  28. 128No beauty in this cityنیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
  29. 129If wine did not carry off our griefاگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
  30. 130At dawn the nightingale told the breezeسحر بلبل حکایت با صبا کرد
  31. 131The new moon of the feastبیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
  32. 132Ablution in wineبه آب روشن می، عارفی طهارت کرد
  33. 133The Sufi laid his snareصوفی نهاد دام و سر حقه، باز کرد
  34. 134A nightingale won a roseبلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
  35. 135Like the windچو باد، عزم سر کوی یار خواهم کرد
  36. 136What cannot be doneدست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
  37. 137She took my heartدل از من برد و روی از من نهان کرد
  38. 138Remember the one who leftیاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
  39. 139I laid my face on her pathرو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
  40. 140The beloved went awayدلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
  41. 141What love has done againدیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟
  42. 142The daughter of the vineدوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
  43. 143The cup of Jamshid was withinسال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
  44. 144Into the cup of Jamshidبه سر جام جم آنگه نظر توانی کرد
  45. 145What intoxication is thisچه مستی است ندانم که رو به ما آورد
  46. 146A scent from the beloved's curlصبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد
  47. 147The day of sorrow is endingبرید باد صبا دوشم آگهی آورد
  48. 148When my beloved takes the cupیارم چو قدح به دست گیرد
  49. 149My heart takes no other pathدلم جز مهر مه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد
  50. 150If the saqi pours like thisساقی ار باده از این دست به جام اندازد
  51. 151Not worth a moment of griefدمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزد
  52. 152In the beginning, Your beauty's rayدر ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
  53. 153When the king of the east raised his bannerسحر چون خسرو خاور، علم بر کوهساران زد
  54. 154Play a tuneراهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
  55. 155If I follow herاگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد
  56. 156No one equals our friendبه حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
  57. 157Come out from behind the veilهر که را با خط سبزت سر سودا باشد
  58. 158I, deny wine?من و انکار شراب! این چه حکایت باشد؟
  59. 159The Sufi's coinنقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
  60. 160Solitude is sweetخوش است خلوت اگر یار یار من باشد
  61. 161How can a grieving mind make fresh verse?کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  62. 162The rose has comeخوش آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد
  63. 163The rose without the beloved's faceگل بی‌رخ یار خوش نباشد
  64. 164The old world will grow young againنفس باد صبا مشک‌فشان خواهد شد
  65. 165Love of the dark-eyed onesمرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
  66. 166The day of separation is overروز هجران و شب فرقت یار آخر شد
  67. 167A star shone outستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
  68. 168My soul melted, but it was not to beگداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
  69. 169What has become of the friends?یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
  70. 170The ascetic went to the tavernزاهد خلوت‌نشین، دوش به میخانه شد
  71. 171Last night a messenger of good newsدوش از جناب آصف، پیک بشارت آمد
  72. 172Love of you, the sapling of wonderعشق تو نهال حیرت آمد
  73. 173In my prayer, your eyebrowدر نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
  74. 174Good news: the east wind has returnedمژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
  75. 175The breeze came to congratulateصبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد
  76. 176At dawn, wakeful fortuneسحرم دولت بیدار به بالین آمد
  77. 177Not everyone who lights up a faceنه هر که چهره برافروخت دلبری داند
  78. 178Whoever became an intimate of the heartهر که شد محرم دل در حرم یار بماند
  79. 179Good news has comeرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  80. 180Your pistachio mouth laughed at sugarای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
  81. 181From now on, the hem of that tall cypressبعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
  82. 182You have not written for some daysحسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
  83. 183At dawn they set me freeدوش وقت سحر، از غصه نجاتم دادند
  84. 184Last night I saw the angelsدوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
  85. 185Will they ever assay the coins?نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
  86. 186If the wine-seller grants the rends their needگر می‌فروش، حاجت رندان روا کند
  87. 187Burn, O heartدلا! بسوز! که سوز تو، کارها بکند
  88. 188That meddler blames my rendi and loveمرا به رندی و عشق، آن فضول، عیب کند
  89. 189If the bird of fortune passes againطایر دولت اگر باز گذاری بکند
  90. 190The day your musky pen remembers usکلک مشکین تو، روزی که ز ما یاد کند
  91. 191Who will keep faith with us?آن، کیست کز روی کرم، با ما وفاداری کند؟
  92. 192Why does my swaying cypress not come?سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند؟
  93. 193The unaware are bewilderedدر نظربازی ما، بی‌خبران، حیران‌اند
  94. 194When the jasmine-scented ones sit downسمن‌بویان، غبار غم چو بنشینند؛ بنشانند
  95. 195Crowned heads serve your drunken eyeغلام نرگس مست تو، تاجداران‌اند
  96. 196Those who turn dust to gold with a glanceآنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
  97. 197If the beauties win hearts like thisشاهدان گر دلبری زین سان کنند
  98. 198I said, she saidگفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند؟
  99. 199The preachers in the pulpitواعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
  100. 200Do you know what the harp and lute are saying?دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند؟

Ghazals 201–300

  1. 201Pure wine and a sweet saqiشراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند
  2. 202Might they open the tavern doors?بود آیا که در میکده‌ها بگشایند؟
  3. 203For years our book lay in pledge for wineسال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود
  4. 204Remember whenیاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
  5. 205As long as there is wine and tavernتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  6. 206Before, you thought more of your loversپیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
  7. 207Remember when I lived at your laneیاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
  8. 208When the weary have longing but no strengthخستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
  9. 209It was not fated that your sword should kill meقتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
  10. 210Last night our circle spoke of your tressesدوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
  11. 211Last night she came, her face aflameدوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
  12. 212A cup or two at dawnیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
  13. 213The pearl of the treasury of secretsگوهر مخزن اسرار همان است که بود
  14. 214I dreamed a cup was in my handدیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  15. 215What stir was there at dawnبه کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟
  16. 216That friend who made our house a fairy's homeآن یار کز او خانه ما جای پری بود
  17. 217Once I had a heartمسلمانان مرا وقتی دلی بود
  18. 218Whoever was granted fortune in eternityدر ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
  19. 219Now the rose has come into the meadowکنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
  20. 220My heart's blood runs from my eyesاز دیده خون دل همه بر روی ما رود
  21. 221When I touch her curlچو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
  22. 222Whoever leaves your lane in wearinessاز سر کوی تو هر کو به ملالت برود
  23. 223Your image will never leave my heartهرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
  24. 224Happy the heart that does not wanderخوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
  25. 225Saqi, the talk is of cypress and roseساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود
  26. 226I fear my tears will tear the veilترسم که اشک، در غم ما پرده‌در شود
  27. 227Though the city preacher will not find it easyگر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
  28. 228What harm if I pick one fruitگر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟
  29. 229Fortune shows me no signبخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد
  30. 230If my heart draws me to wineاگر به باده مشکین دلم کشد، شاید
  31. 231I said, I grieve for youگفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
  32. 232I have resolved to end this sorrowبر سر آنم که گر ز دست برآید
  33. 233I will not stop seekingدست از طلب ندارم تا کام من برآید
  34. 234When wine rises like the sunچو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
  35. 235Blessed the time the beloved returnsزهی خجسته زمانی که یار بازآید
  36. 236If that holy bird returnsاگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
  37. 237My breath is spentنفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
  38. 238The new moon of the feastجهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
  39. 239The news has come that spring is hereرسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
  40. 240The March cloud has risenابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
  41. 241Companions, remember your friend of the nightمعاشران ز حریف شبانه یاد آرید
  42. 242The king's banner has arrivedبیا که رایت منصور پادشاه رسید
  43. 243Whoever caught your scent on the breezeبوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
  44. 244Companions, untie the beloved's curlمعاشران! گره از زلف یار باز کنید
  45. 245O parrot who speaks secretsالا ای طوطی گویا‌ی اسرار!
  46. 246It is the feast, and the rose is endingعید است و آخر گل و یاران در انتظار
  47. 247Breeze, do not hold backصبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
  48. 248Breeze, bring me a fragranceای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
  49. 249Breeze, bring a fragrance from the beloved's roadای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
  50. 250Show your faceروی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
  51. 251The night of unionشب وصل است و طی شد نامه هجر
  52. 252If I live, I will reach the tavern againگر بود عمر، به میخانه رسم بار دگر
  53. 253The tulip field of lifeای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
  54. 254Once more the patient nightingaleدیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
  55. 255Lost Joseph will returnیوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
  56. 256I give you some adviceنصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
  57. 257Show your face, and tell me to give up my soulروی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
  58. 258A thousand thanks that I see you againهزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
  59. 259I have opened my eyes to the Friendمنم که دیده به دیدار دوست کردم باز
  60. 260O graceful cypress of beautyای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز
  61. 261Come in, so that strength returnsدرآ که در دل خسته، توان درآید باز
  62. 262Who will speak againحال خونین دلان که گوید باز؟
  63. 263Launch our boat on the river of wineبیا و کشتی ما در شط شراب انداز
  64. 264Rise, and pour joyful waterخیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
  65. 265Not yet fulfilledبرنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
  66. 266My heart has boltedدلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز
  67. 267O breeze, if you pass the Arasای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
  68. 268A rose-cheeked one is enoughگلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
  69. 269O heart, good fortune is companion enoughدلا، رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
  70. 270Don't askدرد عشقی کشیده‌ام که مپرس
  71. 271Such complaints of her black curlدارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
  72. 272Come backباز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
  73. 273If you are a kind friendاگر رفیق شفیقی، درست پیمان باش
  74. 274In the season of the tulipبه دور لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش
  75. 275Sufi, pick a roseصوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
  76. 276If the gardener wants the roseباغبان گر پنج‌روزی صحبت گل بایدش
  77. 277The nightingale's only thoughtفکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
  78. 278Bitter wine to fell a manشراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
  79. 279Happy Shirazخوشا شیراز و وضع بی‌مثالش
  80. 280When the breeze loosened her curlچو بر شکست صبا زلف عنبرافشانش
  81. 281This fresh, laughing roseیا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
  82. 282She has carried off my calmببرد از من قرار و طاقت و هوش
  83. 283At dawn, good newsسحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
  84. 284A voice from the tavernهاتفی از گوشه میخانه دوش
  85. 285In the reign of a forgiving kingدر عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
  86. 286Take things easyدوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
  87. 287Everything about you is lovelyای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
  88. 288The water's edge and the willowکنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
  89. 289Her moon-like cheekمجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
  90. 290My heart has fledدلم رمیده شد و غافلم من درویش
  91. 291We have tested our fortuneما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش
  92. 292I swear by the glory of Shah Shojaقسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
  93. 293At dawn, the candle of the eastبامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
  94. 294Like the candleدر وفای عشق تو، مشهور خوبانم چو شمع
  95. 295At dawn in the gardenسحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
  96. 296If my star lends its helpطالع اگر مدد دهد، دامنش آورم به کف
  97. 297The tale of separationزبان خامه ندارد سر بیان فراق
  98. 298A safe place and a kind friendمقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق
  99. 299Pour a sip upon the earthاگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک
  100. 300If a thousand enemiesهزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

Ghazals 301–400

  1. 301The bond of saltای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
  2. 302Good news, O north windخوش خبر باشی ای نسیم شمال
  3. 303I have caught the breath of loveشممت روح وداد و شمت برق وصال
  4. 304Ruler of the worldدارای جهان نصرت دین خسرو کامل
  5. 305Ashamed of repentingبه وقت گل شدم از توبه شراب خجل
  6. 306If I find the way to your laneاگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
  7. 307Every word I spoke in her praiseهر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
  8. 308Your face like paradiseای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
  9. 309Love, youth and ruby wineعشقبازی و جوانی و شراب لعل‌فام
  10. 310Welcome, bird of happy omenمرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
  11. 311In love with a young faceعاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام
  12. 312Good news: safety has comeبشری اذ السلامة حلت بذی سلم
  13. 313Come back, saqiبازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
  14. 314Last night the languor of your eyesدوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
  15. 315Apart from losing faith and learningبه غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
  16. 316Do not give your curls to the windزلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
  17. 317I say it openlyفاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم
  18. 318You see meمرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
  19. 319For years I followed the rendsسال‌ها پیروی مذهب رندان کردم
  20. 320Last night, a flood of tearsدیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم
  21. 321Though I have grown oldهر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم
  22. 322I drew your imageخیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
  23. 323My reach is shortز دست کوته خود زیر بارم
  24. 324A knot from her curlگرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
  25. 325The dust of my beloved's feetگر دست دهد خاک کف پای نگارم
  26. 326A lovely idol in the hidden roomدر نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
  27. 327A pact with my belovedمرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم
  28. 328Who am I?من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم؟
  29. 329At dawn, Geminiجوزا سحر نهاد حمایل برابرم
  30. 330You are like the morningتو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
  31. 331If she draws a swordبه تیغم گر کشد، دستش نگیرم
  32. 332Do not shoot your glance at my heartمزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
  33. 333At the evening prayer of strangersنماز شام غریبان چو گریه آغازم
  34. 334If my hand reaches your curlگر دست رسد در سر زلفین تو بازم
  35. 335If my way leads to the tavern againدر خرابات مغان گر گذر افتد بازم
  36. 336Where is the news of union?مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
  37. 337Why should I not go home?چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
  38. 338A lover of fair facesمن دوستدار روی خوش و موی دلکشم
  39. 339The image of your faceخیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
  40. 340Seething like a wine-jarمن که از آتش دل چون خم می در جوشم
  41. 341If I worried about reproachگر من از سرزنش مدعیان اندیشم
  42. 342The dust of my bodyحجاب چهره جان می‌شود غبار تنم
  43. 343Forty years and moreچل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم
  44. 344A lifetime of seekingعمریست تا من در طلب، هر روز گامی می‌زنم
  45. 345Without you, O swaying cypressبی تو ای سرو روان، با گل و گلشن چه کنم؟
  46. 346I am not that kind of rendمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
  47. 347What can I do, my idol?صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟
  48. 348I will make my eyes a seaدیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
  49. 349Last night I saidدوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
  50. 350At dawn I sought an omenبه عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
  51. 351In the season of rosesحاشا که من به موسم گل ترک می کنم
  52. 352Serving in the tavernروزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم
  53. 353I will not give up loveمن ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم
  54. 354With your dark lashesبه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
  55. 355The wisdom of the momentحالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
  56. 356If I can sit with my belovedگرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
  57. 357In the tavern, the light of Godدر خرابات مغان نور خدا می‌بینم
  58. 358The sorrow of the timesغم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم
  59. 359Happy the day I leaveخرم آن روز کز این منزل ویران بروم
  60. 360If I go home from this ruined lodgingگر از این منزل ویران به سوی خانه روم
  61. 361The one who trampled me like dustآن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
  62. 362The meeting cameدیدار شد میسر و بوس و کنار هم
  63. 363My pain comes from the friendدردم از یار است و درمان نیز هم
  64. 364We carefree drunkardsما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم
  65. 365For a lifetime, on the road of your sorrowعمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم
  66. 366We have come to this door for refugeما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
  67. 367The Magian elder's rulingفتوی پیر مغان دارم و قولی‌ست قدیم
  68. 368Rise, let us seek an openingخیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
  69. 369We hoped for friendship from friendsما ز یاران چشم یاری داشتیم
  70. 370Why seek good conduct from us?صلاح از ما چه می‌جویی؟ که مستان را صلا گفتیم
  71. 371Our dawn lesson on the tavern roadما درس سحر در ره میخانه نهادیم
  72. 372Let us pass along the tavern streetبگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  73. 373Rise, let us take the Sufi's cloakخیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  74. 374Come, let us scatter rosesبیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
  75. 375Come, Sufiصوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
  76. 376Friends, in the season of the roseدوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
  77. 377One night let us raise our handsما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
  78. 378We do not speak illما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
  79. 379My head is merryسرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
  80. 380Many times I have said itبارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  81. 381Kings of the realm of dawnگرچه ما بندگان پادشهیم
  82. 382Since you have come, recite a Fatihaفاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
  83. 383I told my sorrow to the physiciansچندان که گفتم غم با طبیبان
  84. 384I burn from your absenceمی‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
  85. 385O Lord, bring that musky gazelle backیا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
  86. 386Sit little with the cloak-wearersخدا را کم نشین با خرقه پوشان
  87. 387King of the boxwood-staturedشاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان
  88. 388Spring and the roseبهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
  89. 389Like the rose, at your scentچو گل هر دم به بویت جامه در تن
  90. 390The crown of the rose-sultanافسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
  91. 391What could be sweeter than wine?خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
  92. 392Do you know what good fortune is?دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
  93. 393Famed in the city for loveمنم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
  94. 394The new spring of beautyای روی ماه‌منظر تو نوبهار حسن
  95. 395Veil the rose petalگلبرگ را ز سنبل مشکین، نقاب کن
  96. 396It is morning, saqiصبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
  97. 397Come in and light our chamberز در در آ و شبستان ما منور کن
  98. 398O light of my eye, listenای نور چشم من سخنی هست گوش کن
  99. 399Cast one glanceکرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن
  100. 400My tall, coquettish oneبالابلند عشوه‌گر نقش‌باز من

Ghazals 401–495

  1. 401When I become the dust of his roadچون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
  2. 402A charming pointنکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه‌رو ببین
  3. 403Drink the ruby wineشراب لعل‌کش و روی مه‌جبینان بین
  4. 404A better glance than thisمی‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
  5. 405By the life of the tavern's elderبه جان پیر خرابات و حق صحبت او
  6. 406You went out to see the new moonگفتا برون شدی به تماشای ماه نو
  7. 407The green field of the skyمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  8. 408The sun holds your mirrorای آفتاب آینه دار جمال تو
  9. 409The dust of your roadای خونبهای نافه چین خاک راه تو
  10. 410The robe of kingshipای قبای پادشاهی، راست بر بالای تو
  11. 411Your musk-scented lockتاب بنفشه می‌دهد طره مشک‌سای تو
  12. 412That bow-browed oneمرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابرو
  13. 413The eyebrow of the Friendخط عذار یار که بگرفت ماه از او
  14. 414The rose of pleasure is bloomingگلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو؟
  15. 415Messenger of the true, tellای پیک راستان خبر یار ما بگو
  16. 416The amber-scented breezeخنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه
  17. 417My pleasure is constantعیشم مدام است، از لعل دل‌خواه
  18. 418If swords rain downگر تیغ بارد در کوی آن ماه
  19. 419Union with her is betterوصال او ز عمر جاودان به
  20. 420What does it mean?ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟
  21. 421The Magians' house was sweptدر سرای مغان رفته بود و آب‌زده
  22. 422With the long chain of your curlای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای
  23. 423Heavy with sleepدوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده
  24. 424Do not part from meاز من جدا مشو که توام نور دیده‌ای
  25. 425Trailing her skirtsدامن‌کشان همی شد در شرب زرکشیده
  26. 426A letter in my heart's bloodاز خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
  27. 427The candle became a mothچراغ روی تو را شمع گشت پروانه
  28. 428At dawn, with harp and luteسحرگاهان، که مخمور شبانه
  29. 429The tulip's goblet is fullساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
  30. 430The voice of the nightingaleبه صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
  31. 431I kiss her lip and drinkلبش می‌بوسم و در می‌کشم می
  32. 432Hung over from the cup of loveمخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
  33. 433A veil over the moonای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
  34. 434O heart, never be empty of loveای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
  35. 435Do not tell the pretenderبا مدعی مگویید، اسرار عشق و مستی
  36. 436If she had written us a letterآن غالیه‌خط گر سوی ما نامه نوشتی
  37. 437The tale of paradiseای قصه بهشت ز کویت حکایتی
  38. 438Salma has taken my heartسبت سلمی بصدغیها فؤادي
  39. 439Last night I dreamt of a moonدیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
  40. 440Trust in the kindness of Godسحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
  41. 441If that moon's heart were kindچه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟
  42. 442By her lifeبه جان او که گرم دسترس به جان بودی
  43. 443If you strolled like a cypressچو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
  44. 444A city full of graceful onesشهری‌ست پر ظریفان وز هر طرف نگاری
  45. 445You who have all you wishتو را که هر چه مراد است در جهان داری
  46. 446Breeze, you carry her scentصبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
  47. 447Do not keep this grudgeبیا با ما مورز این کینه‌داری
  48. 448A dwelling in the tavern streetای که در کوی خرابات مقامی داری
  49. 449You who keep the lovers apartای که مهجوری عشاق روا می‌داری
  50. 450You have kept us anxiousروزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری
  51. 451Fortune helped you wellخوش کرد یاوری فلکت روز داوری
  52. 452For the sake of loveطفیل هستی عشقند آدمی و پری
  53. 453You who are proud of yourselfای که دایم به خویش مغروری
  54. 454The breeze of Nowruzز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
  55. 455My life has passedعمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
  56. 456It is springنوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی
  57. 457A thousand times I triedهزار جهد بکردم که یار من باشی
  58. 458O heart, when you are lost in wineای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
  59. 459The script you draw on the roseزین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی
  60. 460Since Salma went to Iraqسلیمی منذ حلت بالعراق
  61. 461I wrote the tale of my longingکتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
  62. 462A smile like a casket of pearlsیا مبسما یحاکي درجا من اللآلي
  63. 463God's peaceسلام الله ما کر اللیالي
  64. 464Your beauty has reached perfectionبگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
  65. 465I went into the garden at dawnرفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
  66. 466This cloak of mineاین خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
  67. 467That wine of loveزان می عشق، کز او پخته شود هر خامی
  68. 468A beggar's message to the kingsکه برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟
  69. 469The scent of the sanctuaryأتت روائح رند الحمی و زاد غرامی
  70. 470My breast is full of painسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
  71. 471A word from my belovedز دلبرم که رساند نوازش قلمی
  72. 472Praise for the sultan's justiceاحمد الله علی معدلة السلطان
  73. 473Count the moment a giftوقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
  74. 474I am your well-wisherهواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
  75. 475A second Josephگفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
  76. 476Breeze of the fortunate morningنسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
  77. 477Two clever friendsدو یار زیرک و از باده کهن دو منی
  78. 478Drink a full measureنوش کن جام شراب یک منی
  79. 479It is morningصبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
  80. 480You who show no mercyای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
  81. 481Hear this subtle pointبشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
  82. 482O heart, you never pass love's laneای دل! به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
  83. 483A traveller at dawnسحرگه ره ‎روی در سرزمینی
  84. 484Sit by the water's edgeتو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
  85. 485Saqi, the shade of the cloudساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
  86. 486The nightingale on the cypressبلبل، ز شاخ سرو، به گلبانگ پهلوی
  87. 487O you who are unawareای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی
  88. 488The voice from the tavernسحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی
  89. 489Lights of kingship in your faceای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
  90. 490None so frenzied in the tavern of the magiدر همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
  91. 491An eyebrow kept in my eyeبه چشم کرده‌ام ابروی ماه‌سیمایی
  92. 492A greeting like the scent of friendshipسلامی چو بوی خوش آشنایی
  93. 493O king of the fairای پادشه خوبان! داد از غم تنهایی
  94. 494O heart, the well of the chinای دل! گر از آن چاه زنخدان به درآیی
  95. 495Ask for wine and scatter rosesمی خواه و گل‌افشان کن، از دهر چه می‌جویی؟